نکاتی برای مدیران

 

۱- نقاط ضعف و قوت خود را کشف کنید .
۲- حس ششم خود را نادیده نگیرید .
۳- آرام و شمرده صحبت کنید .
۴- کارمندان را تشویق کنید تا با ابتکار در انجام کارهایشان راههایی برای صرفه جویی و پایین آوردن هزینه ها پیدا کنند .
۵- زمانی که از کسی اشتباهی سر می زند ، با رفتار صحیح و منطقی او را شرمنده کنید ، نه با توهین و ناسزا .
۶- با توجه بیش از حد به افراد خاص ، حسادت دیگران را برانگیخته نکنید .
۷- به دیگران فرصت جبران اشتباهاتشان را بدهید .
۸- با اولین برخورد ؛ در مورد کسی قضاوت نکنید .
۹- هر کسی را فقط با خودش مقایسه کنید ، نه با دیگران .
۱۰- اعجاز عبارات تاکیدی و مثبت را نادیده نگیرید .
۱۱- اگر در جمعی هستید که موضوع مورد بحث را نمی دانید روشن شدن این امر به اعتبار علمی شما لطمه خواهد زد ، لازم نیست با اظهار نظر در مورد آن ، عدم آگاهی خود را عیان سازید . می توانید سکوت کنید تا در اولین فرصت به تکمیل اطلاعات خود بپردازید .
۱۲- هراز چند گاهی جلسه ای به منظور پرسش و پاسخ با حضور سرپرستان و مسئولین ترتیب دهید تا از صحت عملکرد و برنامه های آنان مطمئن شوید .
۱۳- سرپرستان و مسئولین ، پل ارتباطی مدیریت و کارمندان هستند ، تا از استحکام این پل مطمئن نشده اید بی محابا گام برندارید ، چون در غیر اینصورت ممکن است سقوط کنید .
۱۴- به اندازه کافی استراحت کنید و اجازه ندهید خستگی و استرس به سلامت روحی شما لطمه وارد کند.
۱۵- مطمئن شوید هیچ منبع انرژی بیهوده به هدر نمی رود . برای مثال کسی را موظف کنید تا از خاموش بودن چراغها و بسته بودن شیرهای آب پس از اتمام ساعات اداری و خروج نیروها اطمینان حاصل کند .
۱۶- برای هر بخش ، یک جعبه کمک های اولیه تهیه کنید .
۱۷- راحت ترین مبلمان و چشم نوازترین وسایل را برای اتاق خود تهیه کنید و برای استفاده بهینه از فضا و زیبایی محیط از طراحان داخلی کمک بگیرید.
۱۸- کتاب قانون تجارت را در دسترس داشته باشید
شنبه نهم 6 1387

پندها

 

هرگز به آنچه دیگران دارند چشم ندوزید بلکه نگاهتان به خزانه بی پایان الهی باشد

باید ظرفیت آنچه را می خواهید در خود ایجاد کنید و به تمام آنچه در اطرافتان می گذرد با علاقه بنگرید

زندگی کوتاهتر از آن است که شما بخواهید وقت خود را صرف تشویش و نگرانی کنید. از افلاطون

.هیچ وقت برای شروع دیر نیست و بهتر است که همیشه جرات آغاز کردن را داشته باشیم

.آنچه را که مغز می تواند تصور کند و باور داشته باشد، انسان می تواند آن را بدست آورد

.بزرگترین محدودیت انسان ساخته ذهن اوست

.تصورات ذهن تعیین کنند هدف هاست

.اندیشه حقیر انسان را حقیر نگه می دارد

.زندگی شما جلوه گاه افکار شماست

.اوضاع و احوال شما زمانی تغییر می کند که برای تغییر آن اقدام کنید

.ارزش شما بیش از آن است که تصور می کنید

.کاری را که برای دیگران انجام میدهید برای خود بکنید

.بیاموزیم که کاملا به خود متکی باشیم

.سرنوشت هر کسی را شخصیت او تعیین می کند

.اگر راحت بنشینیم هرگز راه به جایی نخواهیم برد

 .یادداشت هر چیزی نخستین قدم برای به واقعیت درآوردن آن است

 

از کوته نظران چنان بگریزید که گویی از طاعون گریخته اید، آنان با دیدگاه محدودشان همواره انگیزه های شما را سرکوب می کنند

 

.رها کردن نفس در ابتدا سخت به نظر میرسد ، اما اگر رهایش کنی خواهی دانست که این رها کردن یکی از سرور انگیزترین فعالیتهاست 

.برای رسیدن به هدف باید از مرز توان گذشت باید قوی تر از توان خود بود

نا توانترین مردم کسی است که در دوست یابی ناتوان باشد و ناتوان تر از او شخصی است که یار و دوستی را از از دست بدهد. از مولای متقیان

 

.عالیترین مرحله قناعت و بی نیازی گذشتن از آرزو ها و امیال است

ما را حقی است، پس اگر آنرا از ما دریغ دارند، سختی بر خود هموار سازیم و مانند اسیران، بر پشت اشتران سوار شویم، و از رنج این شبروی و سفر دراز نهراسیم. از مولای متقیان

 

گویندگان و خوانندگان علم بسیارند و رعایت کنندگان و بکار برندگانش اندک. از مولای متقیان

 

گاه آفریدگار کسالت و بیماری را سبب برطرف شدن گناهان قرار می دهد زیرا در درد ثواب و پاداشی نیست ، بلکه گناهان را مانند برگهای پاییزی که از پیکر درختان فرو می ریزند، از وجود تو دور می سازد. از مولای متقیان

 

نیکی تنها در رفتار و گفتار نیست، زیرا دست و زبان و پا هم باید در عمل به نیکی بکوشند. با این حال پروردگار مهربان، بندگان را بدلیل پاک اندیشی و سرشت نیکشان اگر بخواهد- فردوس آشیان می کند. از مولای متقیان

 

مقام و قدر مرد، به قدرت و همت اوست. صدق گفتار و حسن رفتارش برابر با جوانمردیش بوده، و شجاعت و دلاوریش به انداز تنفر و بیزاریش از کار زشت و ناپسند است. از مولای متقیان

 

کسی که دوستانش را از دست می دهد گویی در دیار غربت زندگی می کند. از مولای متقیان

 

همانگونه که تن ها از کار خسته و فرسوده می شوند، دلها هم در یکنواختی احساس، ملول و گرفته می گردند، پس برای بهبود آنها پندها و حکمت های نوین می جویید. از مولای متقیان

.توانگری به هنر است نه به مال، و بزرگی به خرد است نه به سال

 

شنبه نهم 6 1387

کلیدهای طلایی در مدیریت پروژه

 

 

پیش از آن که محکوم به مدیریت پروژه شوید بهتر است با دوازه قانون طلایی مدیریت پروژه آشنا شوید! این 12 قانون بر مبنای تجربیات سالیان مدیران مختلف پروژه‌های کوچک و بزرگ تهیه شده و صیقل خورده است.

کل اصول مدیریت پروژه بر مبنای همین 12 قانون بنا نهاده شده است. با عمل به این قوانین از مرحله آغازین پروژه تا انتهای آن، نتایج بهتری حاصل خواهد شد.

 

1-روی نتایج پروژه به اجماع برسد!

اگر ندانید که قرار است چه چیزی را به اتمام برسانید، چه چیزی باید تحویل شود، بعید است که خروجی ارزشمندی ارائه دهید. پروژه‌ای که نتایج آن شفاف نیست محکوم به شکست است.

اولین قدم در راه موفقیت پروژه، تعریف و تعیین دقیق اهداف پروژه است. اهدافی که همه افراد مهم درگیر در پروژه روی آن اتفاق‌نظر داشته باشند. این تنها کافی نیست که شما بدانید چه کاری می‌خواهید انجام دهید. افراد کلیدی، حامیان پروژه و اعضاء پروژه نیز باید به آنچه می خواهند انجام دهند، معتقد و آن را پذیرفته باشند.

 

2-  بهترین تیم پروژه را می‌توانید بسازید

 گروهی از افراد ماهر، شایسته و خوب سازماندهی شده، کلید موفقیت پروژه است. تشکیل تیم خوب پروژه با انتخاب افرادی توسط مدیر پروژه آغاز می‌شود.در انتخاب افراد به خصوص در مورد پروژه‌ های بدیع باید به هوش، قدرت و سرعت یادگیری آنان بیش از تجربه بها داد. باید توان کار کردن در تیم را داشته باشند و به جایگاهی مناسب در تیم دست یابند. آنان در حین کار، تنها متوجه کار باشند نه درگیری هی شخصی.

 

3- برنامه‌ای فراگیر مناسب رشد و ترقی بسازید و آن را به روز نگه‌دارید.

یک برنامه کامل، مرکز موفقیت پروژه است. این سند، محل ارتباط و فرماندهی کل نیروها، منابع و زمان های پروزه است. بدون برنامه نمی توان یک تیم را برای دستیابی به اهداف راهبری کرد. بی شک ساخت یک برنامه به تنهایی کافی نیست چرا که مدیر نمی‌تواند آینده را پیش بینی کند، از این رو است که برنامه پروژه، ممکن است بارها و بارها تغییر یابد و دلایل این تغییرات، کشف حقایق جدید نسبت به واقعیات پروژه به مرور زمان و تغییر ذهن و نیازهای افراد مهم باشد. گاهی نیز تغییر محدود پروزه یا تغییر سطح سبب این اصلاحات می شوند.

 

 

4- میزان منابع مورد نیاز انسان و تجهیزات را محاسبه کنید.

بدون نفرات، تجهیزات، ابزار و سرمایه کافی هیچ راهی برای انجام تعهدات در موعد مقرر وجود ندارد. مدیر باید توانایی تامین منابع انسانی مورد نیاز پروژه خود را داشته باشد. در غیر اینصورت باید اثرات ناشی از کمبود منابع را بررسی کرده، آنها را به اطلاع افراد کلیدی پروژه برساند. تامین منابع کافی برای یک پروژه، یکی از سخت‌ترین وظایف مدیران پروژه‌ها در ایران است.

 

5- زمانبندی واقع بینانه‌ای را تهیه کنید.

بدون زمانبندی مناسب، قبل از آنکه کاری انجام شده باشد، به موعد تحویل می رسید! مدیر می تواند با صرف هزینه های بیشتر، منابع، انسان و ابزار بیشتری تامین کند.اما زمان را نمی‌تواند به هیچ شکلی تهیه کند. تقریباً اغلب مدیران ناموفق پروژه‌ اعتبار خود را به دلیل رعایت نکردن زمان و تحویل ندادن به موقع نتایج، از دست داده‌اند.

6- سعی نکنید بیش از آنچه قرار است انجام شود انجام دهید!

البته این به معنای آن نیست که مدیر کمتر از آنچه انتظار می‌رود، تحویل دهد، بلکه باید دقیقا چهارچوب های محدوده پروژه را در زمان، کیفیت و هزینه، رعایت کند مدیر در ابتدا به تعریف دقیق محدوده پروژه پرداخته، آن را به تایید افراد کلیدی می‌رساند.

پیش از آغاز هر پروژه، اهداف و نتایج پایانی باید به تایید همگان برسد. کلیه افراد درگیر در پروژه باید نسبت به آنچه که انجام می‌دهند اطلاعات کافی داشته باشند تا بتوانند به درستی وظایف‌شان را به انجام برسانند. طراحی شیوه و روشی برای گردش مناسب اطلاعات در پروژه بین کلیه افراد درگیر، یکی از وظایف مهم مدیر پروژه است.

 

7- نظر مردم را به خاطر داشته باشید.

برخی مدیران پروژه، در طول اجرای پروژه فراموش می‌کنند که اساساً پروژه برای مردم انجام می‌شود و نتایج آن قرار است در خدمت مردم باشد موفقیت پروژه بستگی به نظر مردم دارد، برای آنکه مدیر پروژه موفقی باشید باید خود را مطابق نظر مردم و با اولویت‌های آنها هماهنگ سازید. فراموش نکنید که مردم پروژه را مدیریت می‌کنند، آنها قسمت اعظم کار را انجام می‌دهند و مردم هستند که از نتایج پایانی خوشحال یا ناراحت می‌شوند.

 

8- حمایت مداوم مدیریت سازمان و افراد کلیدی را به‌دست آورید.

لازم است مدیریت پیش از آغاز کار حمایت افراد مهم درگیر پروژه را به‌دست آورد.مهارت کلامی و قدرت چانه‌زنی بالا، این‌جا است که خودنمایی می کند. مدیر در اینجا نه تنها نظر مثبت را جلب می‌کند، بلکه آنها را راضی می‌کند که گاهی از نفوذ خود برای پیشبرد کارهای پروژه ‌اش استفاده کند.

 

 

9-منتظر تغییرات نباشید.

این قانون، در کنار قانون سوم معنا دارد. پرژوه همواره در معرض تغییرات گوناگون است. مدیر نباید منتظر تغییرات بماند و پس از رخ دادن، نسبت به آنها واکنش نشان دهد بهتر است مدیران بیاموزند که نسبت به تغییرات، پیش‌دستی کنند. مدیران موفق، خود عامل ایجاد تغییر هستند.

 

10-افراد را از آنچه تاکنون انجام داده‌اید مطلع کنید.

مدیر باید تمامی افراد مهم درگیر در پروژه را از پیشرفت، مشکلات و تغییرات پروژه آگاه سازد او باید از این قانون ساده پیروی کند: آگاه‌سازی افراد از همه چیز!

مهمترین قانون در نیای کار، راستگویی و صداقت است. بهتر است در مواجه با مشکلات ، حقیقت را با افراد کلیدی در میان بگذارید و از آنان در حل مشکلات، راهنمایی و حمایت بخواهید.

 

11-مبدع کارها و روشهای نو باشید

پروژه یعنی کارهای نو! از آنجا که تقریباً تمامی پروژه‌ها در نتایج، تیم پروژه، اهداف، انتظارات و زمان متفاوتند باید مترصد استفاده از روشهای نو، ابزار نو، نرم‌افزارهای جدید و افراد و متخصصین جدید بود. روشهایی که در گذشته موجب رشد و پیشرفت شده‌اند، ممکن است نتوانند راهگشای مشکلات حال شما باشند.

 

12-رهبر پروژه باشید.

راهبری پروژه، کار سختی است. رهبری افراد در میان مسیر نو و نا آشنا به سوی اهداف نو، بسیار مشکل است. رهبری، هنری است به شکل ذاتی در برخی وجود دارد. تنها مطالعه کتاب‌های مدیریت کافی نیست. مدیریت تنها خواندن گزارشهای نظارتی، تایید یا رد پیشنهادات یا صدور فرمانهای لازم در قبال تغییرات نیست. مدیریت فراتر از اینها، در همراه بودن با تیم پروژه و ایجاد انگیزه در آنها نهفته است. مدیر باید بتواند افراد مختلف با سلیقه‌ها و افکار مختلف را برای دستیابی به یک هدف واحد، گرد هم آورد و تا پایان پروژه در کنار یکدیگر نگاه دارد. شاید تشکیل تیم آسان باشد اما نگهداری تیم تا پایان پروژه است .

 

 

 

جمعه بیست و پنجم 5 1387

رنج

رنج بخشی از زندگی است و آموزنده است. اگر رنج نصیبمان نشود، بهترین درسهای زندگی را نمی آموزیم. اما افسوس که بسیاری از ما این حقیقت راتشخیص نمی دهیم و تمام سعی خود را به کار می گیریم تا از تجربه های به ظاهر دردناک اجتناب کنیم.

پنج شنبه بیست و چهارم 5 1387

راز خوشبختی

تاجری پسرش را برای آموختن " راز خوشبختی " به نزد خردمندترین آنسآنها فرستاد.
پسر جوآن چهل روز تمام در صحرا راه می رفت تا اینکه بالاخره به قصری زیبا برفراز کوهی رسید .مرد خردمندی که او در جستجویش بود آنجا زندگی می کرد.


بجای اینکه با یک مرد مقدس روبرو شود وارد تالاری شد که جنب و جوش بسیاری درآن به چشم می خورد .فروشندگآن وارد و خارج می شدند .مردم در گوشه ای گفتگو می کردند .ارکستر کوچکی موسیقی لطیفی می نواخت و روی یک میز آنواع و اقسام خوراکیهای لذیذ آن منطقه چیده شده بود .


خردمند با این و آن در گفتگو بود و جوآن ناچار شد دو ساعت صبر کند تا نوبتش فرا رسد.
خردمند با دقت به سخنآن مرد جوآن که دلیل ملاقاتش را توضیح می داد گوش کرد اما به او گفت که فعلا وقت ندارد که " راز خوشبختی" را برایش فاش کند . پس به او پیشنهاد کرد که گردشی در قصر بکند و حدود دو ساعت دیگر به نزد او بازگردد.


مرد خردمند اضافه کرد : معذالک می خواهم از شما خواهشی بکنم .
آنوقت یک قاشق کوچک بدست پسر جوآن داد و دو قطره روغن در آن ریخت و گفت : در تمام این مدت گردش این قاشق را در دست داشته باشید و کاری کنید که روغن آن نریزد .
مرد جوآن شروع کرد به بالا و پایین رفتن از پله های قصر در حالیکه چشم از قاشق برنمی داشت .
دو ساعت بعد به نزد خردمند برگشت.


مرد خردمند از او پرسید :

 آیا فرشهای ایرآنی اتاق ناهارخوری را دیدید ؟

آیا باغی را که استاد باغبآن ده سال صرف آراستن آن کرده است دیدید ؟

آیا اسناد و مدارک زیبا و ارزشمند مرا که روی پوست آهو نگاشته شده در کتابخانه ملاحظه کردید ؟

مرد جوان شرمسار اعتراف کرد که هیچ چیز ندیده است . تنها فکر و ذکر او این بوده که قطرات روغنی را که خردمند به او سپرده بود حفظ کند . خوب پس برگرد و شگفتیهای دنیای مرا بشناس . آدم نمی تواند به کسی اعتماد کند مگر اینکه خانه ای را که او در آن ساکن است بشناسد .
مرد جوان با اطمینان بیشتری این بار به گردش در کاخ پرداخت . در حالیکه همچنان قاشق را بدست داشت با دقت و توجه کامل آثار هنری را که زینت بخش دیوارها و سقفها بود می نگریست .
او باغها را دید و کوهستانهای اطراف را . ظرافت گلها و دقتی را که در نصب آثار هنری در جای مطلوب بکار رفته بود تحسین کرد .


وقتی به نزد خردمند بازگشت همه چیز را با جزییات برای او توصیف کرد .
خردمند پرسید : پس آن دو قطره روغنی که به تو سپرده بودم کجاست؟
مرد جوان قاشق را نگاه کرد و متوجه شد که آنها را ریخته است !
آنوقت مرد خردمند به او گفت:


تنها نصیحتی که به تو می کنم اینست:

راز خوشبختی اینست که؛


همه شگفتگیهای جهان را بنگری بدون اینکه هرگز دو قطره روغن داخل قاشق را فراموش کنی .


گزیده ای ازکتاب " کیمیاگر"


اثر پا ئولو کوئیلو

جمعه هجدهم 5 1387

راز  مو فقیت

 

3تا از اصول هشتگانه موفقیت :

 

۱-به اهداف بزرگ بیندیشید

 

« طرح کوچک را کنار بگذارید و طرحهای بزرگ را در نظر بگیرید و هدف خود را بالا ببرید »   دانیل بارتهایم

 

برای زندگی خود اهداف بزرگی انتخاب کنید . هدفهای کوچک و بی ارزش گر چه دست یافتنی اند ولی راضی کننده نیستند واضح است که هدف عالی و بزرگ به تلاش و کوشش بسیار بزرگ دارد اما دستاورد این تلاش کنم نخواهد بود بلند پروازی دز انتخاب هدف همراه با بررسی و علاقه دقیق هرگز ضرری به دنبال نخواهد داشت.

 

 کسی که می خواهد به موفقیت برسد باید با گامهای استوار پیش رود.دستیابی به موفقیت حاصل حرکت و پویایی است ، نه توقف و ایستایی .

 

کیم وو- چونگ در کتاب « سنگفروش هر خیابان طلاست » می گوید :

 

« زندگی نه یک مسیر روان و صیقل یافته است و نه بستری از گلهای سرخ .به یاد داشته باشید که گلهای سرخ هم پر از تیغهای تیز و برنده است .»

 

۲-آیا هوش و استعداد در موفقیت ﺗﺄثیر دارد؟

 

«بااستعداد متوسط اما پشتکاری بیش از حد به هر چه بخواهید میرسید.پشتکار همیشه جایگزین استعداد شده است.» « باکستون »

 

«تنها کسی موفق می شود که به انتظار نشیند و همه چیز را از هوش و حواس خود بخواهد.» « شیلر»

 

اگر هوش و استعدادی سرشار داشته باشیم و آن رادرست بکارگیریم به یقین راه رسیدن به موفقیت و کامیابی برما هموار خواهد شد اما اگر در کارها جدیت به خرج ندهیم ، بی استعدادترین افراد مصمم و با اراده نیز از ما پیش خواهند گرفت.

 

 البته ؛ باید اذعان داشت که فقدان استعدادباعواملی همچون مقاومت، سختکوشی،نظم،دقت و صبر و شگبیایی قابل جبران است.

 

۳-آیا شانس و اقبال در موفقیت ما دخیل است؟

 

هیلرویلمن:

«طالع با گنجینه های خود به استفبال کسانی می رود  که با اعتماد به نفس و جرﺃت بسیار در جستجوی حق خویشند.»

اگر چه ما ایرانی ها سنتها واعتقادات خوبی داریم اما ﻣﺘﺎسفانه ذهنمان آلوده به باورهای غلط است که خلاصی ازآنها براحتی امکانپذیر نیست.یکی از اشباهات رایج نسبت دادن موفقیت فرد به شانس است .

 

به عنوان مثال اگر شخصی در جایی قطعه زمینی خریدو این زمین بعدها از موقعیت  خوبی برخوردارشد و او به ثروتی رسید، می گوییم شانس آورد .

 

و یاموفقیت فردی دیگر در راه اندازی کارخانه ای بزرگ را به حساب شانس  میگذاریم.

 

بایکون می گوید:

« میدانید اقبال چیست؟ اقبال به ما جرأت و شهامت می بخشد تا احساس کنیم روزگار بر وفق مرادمان است و این احساس قوای جسمی و کاریمان را درانجام کارهای سخت و نشدنی تقویت می کند.»

 

شانس و اقبال به معنای استفاده بجا از فرصتهای پیش آمده است.

«شانس»به معنای توانایی درک موقعیتها و انتخاب بهترین هاست.

 

کسانی که معتقدند زندگی در مسیرمخالف خواسته ها و آرزوهایشان حرکت می کند ، دراشتباهند ، زندگی با کسی سرجنگ و نزاع ندارد و تصادف ناگوار گر چه درزمان رسیدن به هدف وقفه ایجاد می کند. اما هرگزبه نفس هدف خللی وارد نمی سازد.

 

 از بزرگمهر حکیم می پرسند:

 

 «کارها به کوشش است یا به قضا ؟» جواب میدهد: «کوشش قضا را سبب است.»

 

جمعه هجدهم 5 1387

رموز پیشرفت

1- ریسک کنید

ریسک کردن بخشی از کسب درآمد است. هر سرمایه گذاری به شما خواهد گفت که هر قدر ریسکی بزرگتر باشد، میزان سرمایه برگشتی بالقوه آن بیشتر خواهد بود. افراد با برگزیدن راه امن پولدار نمی شوند. این مخاطره طلبی های حساب شده و دقیق است که میتواند یک شخص را به نتیجه برساند. اگر برای خود بیشتر میخواهید، باید سربازی شجاع باشید. اطرافیان شما را بدلیل استفاده از فرصتهای مخاطره آمیزه و در عین حال سودآور مورد تحسین قرار خواهند داد.

2- هوشیارانه سخاوتند باشد
هوشیارانه سخاوتمند بودن بدان معنا نیست که باید برای همه افرادی که دور و برتان هستند نوشیدنی بخرید. کشیده شدن بسوی چنین عاداتی شما را مستقیما راهی مسکین خانه خواهد کرد. برای دوستان و همکارانتان ریخت و پاش کنید، اما نه بطور همیشگی و فقط هر از چندگاهی. اگر قدرشناس بوده و ارزشش را داشته باشند، این سخاوتمندی شما را بخاطر سپرده و روزی دو برابر آنرا جبران خواهند کرد.

نوعدوست و خیرخواه دیگران باشید؛ پرداختن پول به افراد مستحق میتواند منجر به سرشناسی و شناخت شما گردد. کمک هزینه های تحصیلی و وجوه خدا پسندانه همیشه منتسب به افراد سخاوتمند میباشند. در این صورت میتواند خواستار معافیت مالیاتی نیز بشوید.

3- با افراد ممتاز جامعه ارتباط برقرار کنید

ارتباط یک مسئله است، ارتباط با افراد شایسته مسئله ای دیگر. شما باید حداکثر تلاش خود را برای نزدیک شدن به افرادی که دارای نقدینگی و گردش مالی بالایی میباشند بکار بندید. آنها را تماشا کرده، از آنها بیاموزید و سعی کنید به بخشی از گروه آنها تبدیل شوید. توسط آمیختن با نخبگان میتوانید کتابچه ای حاوی مشخصات و خصوصیات افراد سرآمد برای خود تهیه کنید. حتی ممکن است به اطلاعاتی مفید که منجر به درآمد بیشتر شما گردد دست یابید.

 

 

4- بر سرمایه گذاری های خود نظارت کنید
ثروت مستلزم کار و تلاش است. دارایی ها همانند کودکان میباشند. اگر مراقبشان نباشید ممکن است ناگهان سرکشی کنند.  پلهو به پهلو با شرکتهایی که در آنها سهام دارید حرکت نموده و نحوه عملکرد آنها را مورد بررسی قرار دهید. مجلات، نشریات و مقالات اقتصادی را مورد مطالعه قرار دهید. از کارشناسان و مشاوران مالی کمک بگیرید. با این عمل اطلاعات پولی خود را غنی و پر بار خواهید نمود: یک خصوصیات ضروری برای میلیونرها.

5- دور اندیشی را پرورش دهید
انسان میلیونر خواسته های خود را برآورده میکند چرا که دیدگاه شگفت انگیزی نسبت به فرصتها دارد. او روند کار را در حال توسعه می بیند و میتواند اتفاقات سودمند بعدی را پیش بینی کند. این پیش گویی لزوما ذاتی و بالفطره نبوده بلکه بوسیله مطالعات مداوم در مورد بازار که منجر به تبدیل دانش به حس ششم میگردد، بوجود می آید. چشمهای خود را برای فرصتهای ایجاد درآمد تیز کنید.

6- امور را محول کنید
شما نمی توانید در هر کاری شماره یک باشید، اما میتوانید بهترین وکالت دهنده باشید. بجای اتلاف وقت برای آموختن همه چیز، افراد ماهر را برای انجام کارها مورد استفاده قرار دهید. اگر مشکل مالیاتی دارید، آنرا به دست یک حسابدار زبده بسپارید. اگر مسئله ای قانونی وجود دارد، یک وکیل استخدام کنید. پول بطرز صحیحی خرج خواهد شد زیرا از اتلاف وقت شما جلوگیری نموده و از بروز اشتباهات احتمالی ممانعت بعمل خواهد آمد. واگذاری امور خصوصیت اصلی یک مدیر خوب بشمار میرود. این را بخاطر داشته باشید.

7- متمرکز بمانید
انسان ثروتمند برای خود ماموریتی شفاف با اهدافی استوار در نظر میگیرد. او نگاهی مصصم و پایدار به نتیجه کارش داشته و هرگز از مسیر خود تغییر جهت نمی دهد. همین کار را انجام دهید: دیدگاه شخصیتان و نحوه رسیدن به آنرا بنوسید. هرگاه در مشکلات کوچک روزانه گرفتار آمدید، آن اهداف را به خود یادآوری کنید. به هر مسئله ای که برخورد کنید، دیدگاهتان شما را با انگیزه نگاه خواهد داشت.

8- خریدهای خود را ارتقاء دهید
آنچه را که سزاوارش هستید به خود بدهید: یک اتومبیل جدید، بهترین اتاقی که میتوانید در یک هتل رزو کنید، یا واگن درجه یک در قطار. با اینکه یک میلیونر پولش را عاقلانه خرج میکند، میداند خوب است که انسان با خودش همیشه خوش رفتاری داشته باشد.

9- سرگرمیهای بخصوصی داشته باشید

ثروت مترادف است با مهارت. اگر مهارت خاصی نداشته باشید بسختی میتوانید در زمره افراد نخبه و ممتاز قرار بگیرید. بنابراین خود را با سرگرمیهای مختلف مشغول کنید تا در چنین موقعیتی قرار بگیرید. عضو یک باشگاه درجه یک بیلیارد یا بولینگ شوید. از رستوران، نوشیدنیها و امکانات خوب آنجا لذت ببرید. زمانیکه بهترین هستید و بهترینها را انجام میدهید بسیار بیشتر مورد احترام و توجه قرار خواهید گرفت.

جمعه هجدهم 5 1387

توصیه‌هایی برای شاد زیستن

 

چطور خوشحال باشیم؟
شادی و خوشحالی مانند اشعه های خورشید به ما انرژی می دهد و باعث درخشش ما خواهد شد. اگر تصور می کنید شادی واژه ای است که هرگز در دایره لغات شما وجود ندارد، در این باره بیشتر بیندیشید. توجه به نکات زیر به شما نشان می دهد که چطور می توانید جرقه های شادی را در زندگی خود وارد کنید.


لبخند بزنید
یک لبخند در روز همه احساسات نامطبوع را از شما دور می کند. این عادت تکراری افراد خوشحال است که شما هم می توانید آن را امتحان کنید. لبخند شما به دیگران نشان می دهد که فردی مثبت و شاد هستید و به نوعی طراوت و شادابی را برایتان به ارمغان می آورد. به علاوه باعث نزدیکی بیشتر شما به سایرین خواهد شد.


مثبت بیندیشید
اگر همواره فردی محزون و افسرده هستید که افکار ناراحت کننده ای در سر دارید و تصورتان بر این است که از بدو تولد، انسان ناکامی بودید، برای داشتن احساس شادی و نشاط لازم است که مثبت بیندیشید؛ یعنی تمام افکار منفی و بدبینی را از خود برانید.


با دوستان خود صحبت کنید
آیا امروز، روز کاری بدی داشته اید؟ می توانید راجع به آن با دوستان نزدیک خود صحبت کنید. تحقیقات نشان می دهد افرادی که از غم و اندوه و سوگ خود با دیگران حرف می زنند، نسبت به افرادی که احساسات خود را مهار می کنند احساس بهتری دارند. استرس بیش از حد به شما آسیب می رساند و خوشحالی را از بین می برد. بنابراین دفعه بعد که احساس کردید دنیا روی سرتان خراب شده، برای یک گپ صمیمانه نزد یکی از دوستان خود بروید.


کاری را انجام دهید که دوست دارید
آیا از انجام کاری که آن را دوست ندارید، لذت می برید؟ مسلماً خیر. همه ما این شانس را نداریم که شغل دلخواه خود را داشته باشیم، ولی شما می توانید فعالیت مورد علاقه تان را در اوقات فراغت خود انجام دهید. در حقیقت کارهای مورد علاقه افراد قلمرویی است که در آنجا می توانند احساس خوشحالی بیشتری داشته باشند.


این موارد را نیز در نظر داشته باشید، چون باعث تقویت احساس شادی شما خواهد شد:
-
سعی کنید بیش از واقعیت خود را شاد نشان دهید.
-
به ازای هر گونه مهربانی و کمک دیگران، به شخص دیگری کمک کنید.
-
زمانی در روز را به تفکر و عبادت بپردازید.
-
به افراد نیازمند یاری برسانید.
-
ورزش منظم را در برنامه خود جای دهید.
-
نوزادی را که تازه متولد شده بغل کنید و ورود او را به جهان خوشامد بگویید.
-
در زمان حال زندگی کنید. آینده را به آینده واگذارید.
به هر حال همه ما می توانیم شاد باشیم، اگر سعی کنیم و در این زمینه سخت بکوشیم. بنابراین هرگز نگویید که شادی تنها یک واژه دور و دست نیافتنی است. خوش باشید و آن طور که دوست دارید زندگی کنید.

جمعه هجدهم 5 1387
X